loading

خاک باران‌زده

در دل کویر، باران مثل رویا می‌بارد :ناگهانی، خالص، بی‌رحم و زیبا.

آن روز، باران گرفت… و من کنار مغازه‌ای خاکی ایستاده بودم.

نفسی کشیدم… عطر خاکِ نم‌خورده، کوزه‌های خیس، خنکای آرامش.

همان‌جا فهمیدم: بعضی طعم‌ها، حافظه را شست‌وشو می‌دهند.

خاک باران‌زده، جرعه‌ای از همان لحظه‌ است.

فراموشیِ دل‌چسب، طعمی از زمین پس از بخشش آسمان.

۱۹۹Thousand
Toman